![]() |
![]() |
|
| همه زندگی من اون نگاه عاشقت بود چرا فکر کردی به جز من یکی دیگه لایقت بود.... |
|
تازه
ترین زخم دلم قصه رفتن تو این
روزا هر جا که می رم حرفه شکستن تو مثل یه
آینه سوت و کورشکستی و رها شدم تبر شدم
شکستمت اگر چه بی خدا شدم حیفه
روزای رفته که به خاطرش خطر کنم حیفه
روزای مونده که قراره بی تو سر کنم خدا کنه
تموم بشه قصه ی تلخ رفتنت بیایی و
از یادم بره روزایی که شکستمت تو سهم
من نبودی و به قصه ها سپردمت ولی به عشقمون قسم که تا خدا می بردمت
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و دوم خرداد 1387ساعت 13:45 به قلم کیمیا.لیلا.سحر |
|
|
سلام دوستای
گلم خوبین ؟ فردا تولده
تولده لیلا جون خواستم بهش
تبریک بگم: لیلای گلم
تولدت مبارک امیدوارم 1000ساله بشی و هر روزت بهتر از دیروز باشه روزهای خوب
همراه با بهترین ارزوها رو برات دارم خیلی خیلی
دوست دارم… در ضمن
دوستای خوبم من از لیلا قول گرفتم تا فردا بعد از ظهر به وب سر نزنه فردا بعد از ظهر خودش میاد و مهربونی های شما و معرفتتونو واسه موقعی که مریض بود و بهش سر زدین می بینه و خودش بهتون سر می زنه مطمئنی سر جاشونن مث شما ها |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه سیزدهم فروردین 1387ساعت 18:44 به قلم کیمیا.لیلا.سحر |
|
|
خدایا بزرگیتو شکر
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیستم اسفند 1386ساعت 18:0 به قلم کیمیا.لیلا.سحر |
|
|
تو رو خدا دعا کنین
|
|
+ نوشته شده در
شنبه یازدهم اسفند 1386ساعت 17:24 به قلم کیمیا.لیلا.سحر |
|
|
خیلی دلم گرفته از دنیا بدم میاد از آدماش هیچکدومشون بویی از انسانیت نبردند. از طرز فکرشون از حرف زدنشون از ظاهر مهربونشون از دل پر کینشون و از وجدان کثیفشون بدم میاد. خیلی دلم گرفته کاش اصلا نبودم کاش به دنیا نیومده بودم کاش حالا می رفتم....... به اونجایی که همه یه روزی می رن. خدایا برای چی منو آفریدی؟ برای چی؟ من که بود و نبودم هیچ فرقی نداره من که وجودم احساس نمی شه یادم نبود فرق داره ..... آره فرق داره آخه اگه من نباشم مشکلات سر کی باید خراب بشه؟ اگه من نباشم کی مقصره؟ اگه من نباشم کی تنها ترین باشه؟ اگه من نباشم.......... اره باید بمونم باید تنها باشم باید دل من بشکنه تا یکی دیگه بخنده دلم واسه خودم می سوزه بیچاره دلم... اونقدر خرد شده که دیگه جایی واسه شکستن نداره دلم می خواد الان یه جایی باشم یه جایی که هیشکی نباشه هیشکی جایی که رد پایی از آدمای بی مرام نباشه خودم باشم و خودم ولی بی خیال دل منم خدایی داره اونی که اون بالا نشسته خودش به فکر بنده هاش هست خدایا شکرت که بازم تونستم درد و دل کنم.... (نمی دونم چی شد که خواستم اینو براتون بنویسم) |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه یکم اسفند 1386ساعت 22:2 به قلم کیمیا.لیلا.سحر |
|
دخترک پنجره کوچه پنجره کوچه سکوت کوچه سکوت غروب سکوت غروب تنهایی غروب تنهایی باد تنهایی باد باران باد باران عابری بدون چتر عابری بدون چتر دخترک پایان سکوت پایان غروب پایان تنهایی تو می آیی و رو زهای مبهم دیگر نمی آیند تو می آیی و من دیگر به تنهایی نمی اندیشم تو می آیی و من دگر باره آرام می شوم و در چشمان تو زندگی را می بینم زندگی با تو معنا دارد آسمان پر ز ستاره است و تو نمی آیی.. باز بار دیگر رویا را از سر می گیرم تا .... تا شاید فردا بیایی آری تو می آیی تو فردا می آیی.......
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و چهارم بهمن 1386ساعت 11:11 به قلم کیمیا.لیلا.سحر |
|
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و یکم بهمن 1386ساعت 14:14 به قلم کیمیا.لیلا.سحر |
|
|
تو رو زمانی که داشتم نیاز بهت تو رفتی و نسوخت زیاد دلت گفتی باید برم خوب مرامم اینه با این که می دونستی تو دوریت عذابم می ده من تو رو فراموشت کردم گه گداری یادم میای می خوام پیشم باشی گه گداری بازم من خداییش بازم تو رو بخشیدم ولی بهم بگو کی بود تو رو منفی کرد
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیستم بهمن 1386ساعت 15:28 به قلم کیمیا.لیلا.سحر |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه هفدهم بهمن 1386ساعت 16:17 به قلم کیمیا.لیلا.سحر |
|
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه هفدهم بهمن 1386ساعت 16:6 به قلم کیمیا.لیلا.سحر |
|
|
چه سرگردان است این عشق که باید نشانی اش را از کوچه های بن بست گرفت چه حدیثی است این عشق که نمی پوسد و افسرده نیست حتی آن هنگام که از آسمان به خانه آوار شود
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه هفدهم بهمن 1386ساعت 10:15 به قلم کیمیا.لیلا.سحر |
|
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه شانزدهم بهمن 1386ساعت 13:54 به قلم کیمیا.لیلا.سحر |
|
![]() دورم از تو اما با تو لحظه ها رو زنده هستم بازم از تو، پرم از تو، واسه تو رویای خستم خوب دیروز با تو هر روز از تو با خدا می خونم تو خیالت توی حالت باز توی کما می مونم |
|
+ نوشته شده در
جمعه دوازدهم بهمن 1386ساعت 13:5 به قلم کیمیا.لیلا.سحر |
|
![]() اي خدا دلگیرم ازت ای زندگی سیرم ازت ای زندگی می میرم و عمرم و می گیرم ازت چه اعتراف تلخیه انگار رسیدم ته خط وقت خلاصی از هوس ای دنیا بیزارم ازت |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه یازدهم بهمن 1386ساعت 12:58 به قلم کیمیا.لیلا.سحر |
|
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه نهم بهمن 1386ساعت 14:27 به قلم کیمیا.لیلا.سحر |
|
![]() براي روزهاي بي تو بودن اشك خواهم ريخت و یاد روزهای آبی باهم بود را نثار رود خواهم کرد. کنارم بمان تا دست هایم برای لمس عشق به تکامل برسد. ای شبنم گلبرگ های باغچه: برای شکستن ظلم انتظار همه برگ های پاییز را رنگ خواهم کرد. تنهایم مگذار تا باران تجربه افکار کودکانه مرا شستشو دهد. با من بمان شاید در شب تقسیم سخاوت و عشق قرعه خوشبختی به نام من افتد.... |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه هفتم بهمن 1386ساعت 19:46 به قلم کیمیا.لیلا.سحر |
|
|
به دلم موند یه بار یه روز یه جایی بگی می خوامت بگی فقط واسه من عزیزی و بس چشام به نامت
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه هفتم بهمن 1386ساعت 13:20 به قلم کیمیا.لیلا.سحر |
|
|
چو نیلوفر عاشقانه می پیچم به پای تو که سر تا پا بشکند گل ز بند هم در هوای تو ![]() |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه چهارم بهمن 1386ساعت 17:2 به قلم کیمیا.لیلا.سحر |
|
|
خواب ها مسکن درد
واقعیتند درد من
واقعیت نبودن توست پس می
خوابم تا درد نبودنت را کم تر احساس کنم تا از قاب
دلم پایین بیایی و در گلدان چشمم بنشینی |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه سوم بهمن 1386ساعت 16:0 به قلم کیمیا.لیلا.سحر |
|
|
آسمون از غم دوری حالا روز و شب می باره دیگه تو ذهن خیابون منو تنها نمی ذاره
خاطره مثل یه پیچک می پیچه رو تن خستم
دیگه چیزی که ندارم دل به خلوت تو بستم
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه سوم بهمن 1386ساعت 15:9 به قلم کیمیا.لیلا.سحر |
|
![]() کاش می شد به تو گفت: که تو تنها سخن شعر منی..... |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه دوم بهمن 1386ساعت 18:43 به قلم کیمیا.لیلا.سحر |
|
![]() نقشه های طلایی و قولای بی حساب کتاب قرارای یواشکی ساعتای پر تب و تاب خیال می کردم نباشی دنیا به آخر می رسه اگه یه روز بری سفر عمر منم سر می رسه بازی دیگه تموم شده به آخر خط رسیدیم معنی عاشق شدن آخرشم نفهمیدیم یادش بخیر اون روزا که خواب های رنگی می دیدیم دنیای باهم بودن پر از قشنگی می دیدیم من بودم و تو بودی و هزار تا وعده و وعید یه قصه رویایی بود شاهزاده و اسب سپید قصه ما به سر رسید دنیا به آخر نرسید دلی که پابند تو بود از تو و عاشقی برید بازی دیگه تموم شده به آخر خط رسیدیم معنی عاشق بودن آخرشم نفهمیدیم |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه دوم بهمن 1386ساعت 18:39 به قلم کیمیا.لیلا.سحر |
|
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه یکم بهمن 1386ساعت 11:12 به قلم کیمیا.لیلا.سحر |
|
|
کاشکی اون لحظه آخر اشکامو تو دیده بودی بی تو بودن مث مرگه مث مردن توی خوابهکه اید دلت می سوختو حالا تو نرفته بودی حالا بی تو پر دردم پر تردیدم و وحشت بی تو بودن خیلی تلخه مث مرگه توی غربت همه شب های بی تو اشک حسرت تو چشامه من که باورم نمی شه شایدم خوابی باهامه! می دونم بر نمی گردی می دونم دوستم نداری تو همیشه دوری از من ،من خزونم تو بهاری کاشکی هر لحظه که نیستی ببینی چه قدر ضعیفم که شاید دلت بسوزه واسه این قلب نحیفم عزیزم تنهایی سخته مث عشق بی جوابه اما تو رفتی و حالا دیگه هیچکی رو ندارم مث ابرای بهاری شب و روز دارم می بارم می دونم عشقت بزرگه حتی از سرم زیاده می دونم دلم کوچیکه طاقت درد و نداره اما عاشقی همینه اولش خبر نمی ده واسه مردن واسه چشمات دیگه اجازه نمی گیره رفتی اما تا همیشه دل بهونتو می گیره بی وفایی اما قلبم همیشه واست می میره. به کدام ملت است این؟ به کدام مذهب است این؟ که کشند عاشقی را که تو عاشقم چرایی؟ ![]() |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و ششم دی 1386ساعت 12:18 به قلم کیمیا.لیلا.سحر |
|
|
وقتی که دیگر نبود٬
من به بودنش نیازمند شدم . وقتی که دیگر رفت ٬ من به انتظار آمدنش نشستم . وقتی که دیگر نمی توانست مرا دوست بدارد ٬ من او را دوست داشتم . وقتی که او تمام کرد ٬ من شروع کردم ... وقتی او تمام شد... من آغاز شدم. و چه سخت است تنها متولد شدن ٬ مثل تنها زندگی کردن است.. مثل تنها مردن! ![]()
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و ششم دی 1386ساعت 12:16 به قلم کیمیا.لیلا.سحر |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و پنجم دی 1386ساعت 14:8 به قلم کیمیا.لیلا.سحر |
|
|
وقتی هیچ چیزی نداری
وقتی که دست هایت ویرانه هایی هستند بی هیچ انتظاری حتی بی هیچ حسرتی دیگر چه بیم که تو را آفتاب و ماه ننوازند. فوج پرندگان مهاجر بر شانه ی شکسته ی دیوارت ننشینند آوازهای شاد نخوانند و آن رهگذر شکسته و خسته در جان پناه کوچک آغوشت جایی برای خواب نجوید. وقتی که هیچ چیز نداری ای بی طراوت ای ابر پرشکسته ی بیمار گیرم که بر مزارع سرشار یا بر زمین شوره زار بباری... |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و پنجم دی 1386ساعت 12:50 به قلم کیمیا.لیلا.سحر |
|
|
لب این جاده دلم تا به ابد می ماند به امیدی که از راه تو برمی گردی..... |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و سوم دی 1386ساعت 19:41 به قلم کیمیا.لیلا.سحر |
|
|
توی شوره زار ذهنم گل یادت دیگه پژ مرد
آخرین لحظه بودن زیر بار غم تو مرد چه قدر امشب تو سکوتم شعر من عطر تو داره داره یک واژه تازه تو رو یاد من می یاره یاد تو لالایی می شه واژه ها مثل ستاره اما تو نیستی و شعرام آسمونش ماه نداره |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و سوم دی 1386ساعت 19:6 به قلم کیمیا.لیلا.سحر |
|
|
تو رو خدا بهش بگین صبر منم سر اومده خدا به من بگو چرا خوشی بهم نیومده بهش بگین سراغشو از کس و نا کس می گیرم بهش بگین اگه نیاد تو انتظارش می میرم ببخش اگه قسمت نشد تو چشم تو نگاه کنم یا سر رو شونت بزارم اسم تو رو صدا کنم تو هم منو بذار برو اما بدون رسمش نبود جز تو آخه کیو دارم دلیل رفتنت چی بود اونکه نخواست پیشم باشی باید خودش صبرم بده خدا گرفتی عشقمو جواب قلبمو بده
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه شانزدهم دی 1386ساعت 12:16 به قلم کیمیا.لیلا.سحر |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
می دونی زیبا ترین خط منحنی دنیا چیه؟لبخندیه که روی لب های یه عاشق نقش می بنده تا در نهایت سکوت فریاد بزنه دوستت دارم...
|
| یاذگاری ها |
|
خرداد 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 |
|
RSS
|